غزل پس از مشروطه مانند سایر قالب های شعری پیوندی عمیق با آرمان های ملی گرایانه برقرار نموده است. برخی از شاعران مبارز، غزل را با مسائل اجتماعی و سیاسی درآمیختند تا به این وسیله تغییراتی در "وحدت موضوعی" غزل به وجود بیاورند. غزل امروز ایران به ویژه در صد سال اخیر همسو با مدرنیته ناظر بر تلاش برای تغییراتی در صورت و معنا بوده است و شاعرانی تلاش کرده اند تا این قالب را با دگرگونی در فرم و محتوا مواجه سازند. این پژوهش به بررسی پدیده رفرم در غزل با تکیه بر غزل های منوچهر نیستانی و تاثیراتی که بر غزل روزگار خویش داشته است پرداخته و در پایان، تصویری از بایستگی های فرمی غزل روزگار را برای خوانندگان نمایانده است. پژوهش حاضر نشان می دهد که غزل های منوچهر نیستانی نمونه ای برای نشان دادن تحولات در این قالب و چگونگی آغاز رفرم است؛ نگارنده در این تحقیق (به شیوه ی توصیفی) 9 شاخص و ابتکار فرمی را از غزل های منوچهر نیستانی احصاء نموده است که واکاوی آن ها او را به عنوان یک غزل سرای اصلاح گرا در تاریخ ادبیات ثبت می کند.